به نقل از : وبلاگ همه عشق و وجودم وطنم "دیلمان"  نوشته احمدرضا حسن نیا

آثار مکشوفه دیلمستان در نواحی دیلمان، آسیابر، رحمت آباد , کلورز نشان می دهد که در این مناطق در 3 هزار سال قبل، تمدن درخشانی وجود داشته است. از چراغعلی تپه رحمت آباد، جام مارلیک و از کلوزر رودبار، کوزه های سفالین و مجسمه های مفرعی و سفالی انسان کشف گردیده است. در حفاریهای نواحی مختلف دیلمان و آسیابر قسمت "سرمرزک" سالهای 54 و ما قبل آن مجسمه های کوچکی از گاو، گوزن، اسب، بز بالدار، سگ و حیوانات مختلف، لیوان طلا و جامهای زرین با نقش های شیر، گوزن و بز کوهی، زینت آلات، از قبیل طلا، گوشواره و انگشتری عقیق و لاجورد معروف کشف گردیده است و این همه بیانگر، اقوامی است که سالها پیش از میلاد در این نواحی می زیسته اند، تمدنی درخشان و هنری پیشرفته داشته اند.

در دهکده باباولی زیارتگاه کوچکی است که مدفن مردی بنام قادر می باشد و در میان مردم به قادر پیغمبر معروف است. ساختمانش با خشت خام و شیروانی سفالین ساخته شده است. این مقبره میان مقبره های نیری بیگ ( قتل 995 ه = 1587 م ) و امام وردی بیگ ( وفات 1104 ه = 1605 م ) قرار دارد و در موقع حفر آن چند سگ قبر زیبا از مرمر سفید کشف گردیده است. بقعه بابا ولی، دارای زیارت نامه است و متولی این مقبره با خانواده خود در دهکده باباولی که بیرون امام زاده است، زندگی می کند. یک رباعی با مرکب، روی بقعه آن نوشته شده که تاریخ آن (999 ه ) را نشان می دهد، بر در چوبی به سرقت رفته آن دو بیت زیر دیده شده که بر یک تخته چوب 16×26 حک گردیده است :

ز درآ و شبـــــــــــستان مــــا منــــــور کن             هوای مجــــلس روحانــیون معطـر کن

هیچ نگشاید ز درهای دگر در آن به بست             ربنا افتح بینــــنا و انت خیـــر الفاتحین

در سال 1365 ه. ش ساختمان قدیمی زیارتگاه، به علت بازسازی به طور کامل ویران گردیده است و آثاری از گذشته باقی نمانده است و ساختمان جدیدی، در شرف احداث می باشد. ناظرین امر، در بازسازی ساختمان ، اظهار می نمایند ، در موقع حفر پی ساختمان ، صندوقچه چوبی محکمی، پیدا شده و جسد بچه ای  در آن بوده است ، که با کفن سفیدی، پیچیده شده بود و در لابلای کفن سفید پوش، با مرکب سیاه، آیه های قرآن نوشته شده بود. از وضعیت چوب صندوقچه چنین مشخص بود، که مربوط به زمانهای دور می باشد .

در دهکده طالشکول، زیارتگاهی با ساختمان چوبی ، و شیروانی با پوشش لت می باشد و قدمت تاریخی آن به هشتصد سال می رسد، گویند که در صد ساله اخیر، ساختمان آن ، مرمت و بازسازی گردیده است . زیارت نامه، این بقعه ریال نشان می دهد که آرامگاه مزبور مدفن دو تن از ولدن امام موسی بن جعفر ( ع ) بنام محمد و اسماعیل است و درب چوبی آن ، توسط نجار چیره دستی، تراشیده شده، بطوریکه از 678 قطعه چوب، به هم وصل گردیده است.

در مورد بنا های تاریخی سرزمین دیلمان، باید گفت، که اکثر این بناها، بر اثر سوانح و حالاتی، که در آن سرزمین اتفاق افتاده ، از میان رفته است، و جز خرابه هایی از آنها باقی نمانده است . در اروشکی ، از باغ بزرگی، نام برده اند که در دوران حکومت میرزا علی، و سلطان احمدخان ( درسال 867 ه 1463 م ) احداث گردیده بود، وامروزه آثاری از آن باغ باقی نمانده است. خرابه های دژی بزرگ، در بالای کوه، جنوب دهکده ایشکو دیلمان، قرار دارد ، و مربوط به دوران کیایان کوشیج می باشد. در بالای دهکده خاکشور و در شمال آسیابر، در هنگام حفاری حوضی کشف گردیده است، که طول و عرض آن دو متر است و دیواره های آن از سنگ مرمر سفید می باشد و به برج تله گلو معروف است. خرابه های آثار تاریخی در خرم رود، کافر قلعه در عین  شیخ، کافر کول در سیاسر دیلمان، قلعه کوتی در روستای کوپس دیلمان، قلعه کوتی میکال در نزدیک روستای میکال و بقعه ای قدیمی نیز، در نزدیک میکال وجود  دارد ،  در روستای کوپس مقبره های متعلق به قاسم و حمزه، از فرزندان امام موسی کاظم  (ع) وجود دارد ، و دربی قدیمی، نظیر درب بقعه تورار دارد و متعلق به 750 سال پیش است و خرابه های دژ قلعه کوتی نیز در کنار روستای کوپس قرار دارد و تونل زیر زمینی در دهکده میکال، فرار گاه قدیم، (محل فرار) تا کنار رودخانه کشیده شده است. در ناحیه نیاول هم زیارتگاهی دیده می شود.

دیگر آثار تاریخی عبارتند از : قلعه کوتی بالا، قلعه کوتی پایین در دهکده قشلاق، کهنه خونه مقروشالان دورور، و زنگبار خانی ، در نزدیک روستای نوروز محله پایین، قلعه قاسم چاک در کلاک پیر کوه، قلعه قدیمی سولاخ سنگ، در غرب پیر کوه قلعه کوتی در بنه زمین دو کیلومتری پیر کوه، معمولا برای دفاع از این دژ ها و قلعه ها، آنها را روی پرتگاهها، و دیواره های سنگی می ساختند .

سنگ دنگ (4 سنگ تراش نخورده) در ازای کشتزار نوروز محله دیلمان و خرابه حمام قدیمی، در اراضی سنگ دنگ باقی است. در بالای دهکده دیلمان، مقبره امام زاده ای، بنام قاسم دیده می شود. که با گنبد سیمانی ، و شیروانی لت، از دور خود را ، نمایان نموده است. بسیاری از آثار و بناهای تاریخی دیلمان ، بر اثر حملات و جنگهایی که در آن سامان رخ داده است از بین رفته است، دیلمان در سال 909 هجری (4 -1503 م ) بوسیله امیره حسام الدین فومنی ، ویران گردیده است و بعد از آن دیلمان مجددا تجدید بنا گردیده است، در دیلمان، در گذشته خرابه های هفت حمام پیدا شده است و آجر و سنگهایی، که روی آنها حجاری گردیده، کشف شده است و زینت آلات، آجرهای بزرگی بدست آمده، که روی آنها، کلمات (امارت کیارکابزن) نوشته شده است و آنها را هنگام ساختن مسجد دیلمان پیدا نمودند .

+ نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه چهارم دی 1393 و ساعت |

سایت در سیاهکل در مطلبی کوتاه و نه درخور و شایسته، گزارشی تصویری از مراسم تشییع پیکر شهید، آزاده و جانباز سرافراز فرج ا... عباسی ارائه نمود .

اینجا را کلیک نمایید

+ نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه بیستم آذر 1393 و ساعت |
عکسهای پاییز دیلمستان را می توانید در سایت دیلمستان ببینید .

اینجا را کلیک نمایید

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 و ساعت |

سلام به تمامی دوستان 

مدتها به علت مشغله کاری نبودیم از همه دوستان از این بابت پوزش می طلبیم .

ولی با یک سری اطلاعات بسیار ارزنده قصد داریم  که کم کاریمان را جبران نماییم .

این مطلب نوشتم که بدونید هستیم ولی شاکیم از اینکه اصلا همراهی نمی کنید و منتظر و پیگیر مطالب هستید ولی کمکی فکری نمی کنید .

دوست دارم دوستانی که پیگیر مطالب ما هستند یه حاضری بزنند تا ما با روحیه بهتر بتوانیم اطلاع رسانی نماییم .

با سپاس

+ نوشته شده توسط حمید در یکشنبه بیستم مهر 1393 و ساعت |

این مطلب را از وبلاگ دوستمون نقل قول می نماییم

http://mikalnews.blogfa.com/

با سپاس

پس از ظهور اسلام که اعراب به ایران حمله کردند، با شکست سنگین خسروپرویز سلسله ی ساسانیان سقوط کرد و با گسترش روز افزون دین اسلام در خاک ایران، اعراب نفوذی صد چندان به ایران پیدا کردند و سرتاسر سرزمین ایران به دست اعراب افتاد.اما یکی از مناطقی که سرسختانه در مقابل هجوم اعراب ایستادگی نمود، شمال ایران و به ویژه سرزمین گیلان بود. . در رشته کوه های جنوبی دریای کاسپی مردمانی که آنها را کاسها ، کادوس ها و آمارد ها (ساکنان گیلان و غرب مازندران امروزی) و تپوریان( ساکنین مازندران شرقی و مرکزی امروزی)  تشکیل می دادند برای دفاع از وطن و استقلال خود اعراب (نه تنها اعراب بلکه تمام مهاجمان تاریخ این سرزمین) را به سرزمین خود راه ندادند و با تمام وجود و بمانند همه ی تاریخ گذشته خود استقلالشان را حفظ کردند. پس از چندی تپوریان با اعراب صلح نمودند ولی دیلمیان برخلاف تپوریان در دفاع از وطن و مقابله با اعراب بسختی ایستادگی نمودند و به دلیل پیش بینی برنامه های یورشی اعراب، به زندگی آزاد در کوهستان خود اکتفا نکردند و در فرصتهای مناسب بر اعراب تاخته و تا پای جان سعی نمودند که آنها را از خاک ایران بیرون برانند.

نخستین جنگ دیلمیان با تازیان بنا به روایتی معروف در سال 22 هجری تو سط موتا سردار یا پادشاه دیلمی بود. مهتا یا موتا سردار بزرگ دیلم که از جانب گیل گیلانشاه (معروف به گاوباره که فرزند گیلانشاه بن فیروز از سلسله گاوبارگان یا گابرگان که تختگاهش فومن بود) به مقام مرزبان پتشخوارگر منصوب شد که این در زمان پادشاهی یزدگرد سوم بود. مهتا پس از جنگ نهاوند که تازیان آنرا "فتح الفتوحش" خوانده اند، سخت متأثر شد و تصمیم گرفت تازیان را از کشور ایران براند. نیت خود را با فرماندهان کل سپاه ایران که فرخان زیبندی ، سردار سپاه ری و اسفندیار فرخزاد (برادر رستم، سپهسالار معروف ایران بودکه چندی پیش در جنگ قادسیه به دست تازیان کشته شده بود) سردار سپاه آذربایگان در میان گذاشت و آنان را به همکاری دعوت کرد. آنان نیز این دعوت را پذیرفتند. اما سپهسالاری همه این لشکر و فرماندهی جنگ به عهده موتا پیشوای دیلمیان بود. آنان با هم متحد شدند و فرماندهی مهتا -که مقام مرزبانی پتشخوارگر بود- را پذیرفتند و به تمرکز نیروها در حوالی دشتبی(دستبی یا دشتپی) و تقسیم وظایف پرداختند و همگی آماده یورش به تازیان شدند.

در این هنگام حکمرانی همدان بر عهده نعیم بن مقرن بود و بنا داشت پس از تحکیم موقع خود به سوی ری بتازد و آنجا را تصرف کند. در این هنگام یزدگرد غرب ایران را رها کرده و واگذار کرده بود. نعیم بن مقرن که آمادگی و گرد آمدن این لشکرها را شنید ، به سختی هراسناک شد و نامه ای به عمر خلیفه دومشان نوشت. وی با تمام قوایش از همدان گریخت و مهتا نخستین حمله را به قوای تازیان در دشت «دستبی(دشتبی)» انجام داد. در ناحیه «واجرود» و به روایتی در منطقه «داکان و جرندف» که بین قزوین و همدان واقع است جنگیسخت در گرفت که طبری در توصیف این جنگ در کتابش می گوید در سختی بزرگی، تلفات و جانکاهی کمتر از جنگ نهاوند نبود. افراد زیادی از دو قوا از دست رفتند که از جمله آنها مهتا فرمانده کل قوای سه گانه ایرانیان و امیر دیلمیان بود که بر سر ایمان خود و میهن پرستی به خاک افتاد تا خاک میهن را به مهاجمان ندهد.( البته به روایتی دیگر در ابتدا این جنگ را مهتا و یارانش به سود خویش به پایان بردند و تازیان را در محاصره قرار دادند. ولی نعیم بن مقرن با رشوه دادن و خریدن یک قوم کوچک نیروهای خود را در یکی از شبها به پشت نیروهای ایرانی رساند و با باز کردن آب سد در سرمای اوایل زمستان موجب کشته شدن مهتا شد).

کشته شدن مهتا باعث شد کهسپاه ایران تاب ایستادگی نیاورده ، به سرعت پراکنده شوند و هر دسته راه ولایت خود پیش گرفت.لشکریان فرخان زیبندی به سوی ری و لشکریان اسفندیار فرخزاد به جانب آذربایجان راه پیش گرفتند. جنگجویان دیلم نیز عقب نشینی کرده و در ناحیه «ابهررود» به تجدید قوا پرداختند و به خاطر میهن و به یاد مهتا دوباره آماده پیکار شدند و به جنگ پرداختند و البته این نبرد نیز چاره ای درپی نداشت و به پیروزی اعراب منتهی شد. تازیان به فرماندهی عتبة بن قرمد و بشیر بن عبدالله فرصت یافتند به دنبال سپاه اسفندیار به سوی آذربایجان برانند. در این ماجرا اسفندیار به چنگ تازیان افتاد که از اطلاعاتش در جنگهای بعدی استفاده شد. فرخان نیز با اعراب به کنار آمد. اما دیلمیان به فرمان پادشاه گیل گیلانشاه به جنگهای دفاعی و یورشی ادامه دادند.گرچه این جنگ به شکست منتهی شد و سردار دیلمی به خون غلتید، ولی نام دیالمه و رشادتها و دلیری های آنان را برای همیشه در تاریخ ایران پر آوازه و ماندگار ساخت. از وقایع جالب دوران جنگ دیلمیان با تازیان گفتگوی حجاج با نمایندگان دیلمی و تهدید آنها است. زمانی که او نقشه تهیه شده از دیلمستان را به سفیران دیلمی نشان داد و فتح سرزمین دیلم را کاری آسان خواند آنان در پاسخ گفتند: "نقشه درستی از شهرهای ما کشیده اند، جز این که نقشه کشان چهره سوارانی را که از این گردنه ها و کوه ها نگهبانی می کنند نکشیده اند و تازه پس از این که در جنگ با آنها رو به رو شدی، آنان را خواهی شناخت."

دژ قزوین پس از چند بار زد و خورد بین اعراب و ایرانیان سرانجام در زمان خلافت عثمان فتح و به عنوان پایگاه و یک شهر مرزی مورد توجه اعراب قرار می گیرد تا بتوان برای حمله به دیلم و سرکوب شورشهای منطقه از آن بهره بجویند. اعراب و دستگاه خلافت برای آنکه بتوانند بر سراسر ناحیه دیلم دست یابند به منظور تقویت نیروی خود در قزوین دست به تبلیغات علیه دیلمان زدند. بدین سان تا اواخر قرن سوم میان دیلمیان و مسلمانان جنگ برقرار بود و  این جنگ ها بیش از دویست و پنجاه سال به طول انجامید. پس از سقوط دولت "آل گاوباره" در سال 142هـ.. ق. منطقه رویان، مرز شرقی گیلان تا مدت ها تحت سلطه اعراب بودتا وقتی که امیران و شهریارانی چونونداد هرمز،مردآویج و آل بویه از آنها برخاستند و بر اعراب مستولی شدند و خلیفه وقت را به زیر افکندند و خلیفه ای فرمان بردار را دست نشانده خود کردند.

 

به گزارش تاریخ نویسان، گیلان تنها منطقه ای از ایران بود که تازیان هرگز نتوانستند آنرا فتح کنند که سرمشق فداکاریهای دیلمیان همان تعرض و دفاع مهتا بوده است. بر خلاف تمام نقاط دیگر ایران ( و جهان) فقط هنگامی که به خواست و اراده ی خود اسلام را پذیرفتند اعراب توانستند به این منطقه وارد شوند و جالب اینکه از آن پس دیلمستان به مأمن و پناهگاهی برای علویان و پایگاه محکمی برای اسلام مبدل گشت و این خود گویای این مطلب است که دیلمیان هرگز اسلام ستیز نبوده اند بلکه در مقابل اعراب به عنوان مهاجمان سرزمین خود به جنگ می پرداختند تا بمانند همه ی تاریخ آزاد و مستقل بمانند. (نخستین علوی که رابطه با دیلمیان پیدا کرد " یحیی بن عبدالله " از نوادگان امام حسن بن علی و برادر نفس زکیه بود که در سال 175 ه. ق. در زمان خلیفه هارون الرشید به دیلمستان پناه آورد. دو برادر یحیی بنامهای محمد و ابراهیم در زمان منصور یکی در مدینه و دیگری در بصره شهید شده بودند.  منصور ، عبداله پدر یحیی را با چند تن از عموهایش در زندان با شکنجه کشته بود.)

به نظر میرسد نام حقیقی سردار آن روزگار گیلان « مهتا » بوده که عرب آن را « موتا » دانسته و در اشعار و روایات یا تاریخ به همان صورت موتا ثبت شده است.

به هر حال سردار مهتا یا موتا کسی بود که در راه دفاع از وطنش برخواست اما آن گونه که باید نامش را ارج ننهادند. نام و یاد مهتا و مهتاهایی که به خاطر میهن به خاک افتادند گرامی و پاینده باد.

در پایان شعری از فخرالدين اسعد گرگاني که در آن به شرح شکوه ديلمستان و دلیری و شجاعت مردمان آن پرداخته و می گوید:

ز قزوين در زمين ديلمان شد ------ درفش نام او بر آسمان شد

زمين ديلمان جايي است محكم----- بدو در لشگري از گيل و ديلم

بتازي شب از ايشان ناوك انداز ------ زنند از دور مردم را به آواز

+ نوشته شده توسط حمید در شنبه یکم شهریور 1393 و ساعت |

تونل زیر زمینی در دهکده میکال دیلمان

این تونل یا سمج که گویا فرارگاه قدیمی دهکده میکال یا فرارگاه قلعه قدیمی این دهکده بوده است ، یک سر آن در طویله [مرحوم] حاجی طهماسبی معروف به پورمهدی و یک سر آن لب رودخانه است .


سمج = هر مجرای زیرزمینی . کان . معدن . مجرای فاضلاب (به نقل از فرهنگ ناظم الاطبا)


این دو خطی که در بالا نوشته شد مطلبی بود بی کم کاست از دکتر ستوده . این مطلب را تا به اینجا داشته باشید تا در زمانی دیگر به بحث درباره آن بپردازیم .

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 و ساعت |